تبليغاتX
محمود ناظری mahmood nazeri - اکبر رادی با توشه اش برای ما همچنان هست
درباره ی تئاتر و نمایشنامه نویسی و ترانه سرائی
 اکبر رادی با توشه اش برای ما همچنان هست

رادی چراغی دوسویه بود که در پرتوافکنی اش هم می شد عقبه ی راه رو دید و هم تا دوردستها پیش رو را روشنا می داد. نمایشنامه نویسی ایران مدتها بود که در بطن خودش نمی تونست بی حساب کتاب باشه چون بی صاحب نبود و اکبر رادی رو داشت . برای شروع خیلی از کارها  نیاز به شناخت ، و احساس آشنائی هست و اینکه در فضایی کار رو شروع کنی که اطمینان داشته باشی بی پشتوانه و سابقه نیست و رادی در حکم همون فضا و اصلا دلیل  راه نمایشنامه نویسی بود. جای خوشوقتی ست که اگر چه دیر اما دانشجویان اولین قدرشناسان رادی بودند و در بخش نمایشنامه نویسی تئاتر دانشگاهی جایزه ای بنام او و با حضورش بنیان گذاشتند..... این از بد روزگار و کج فهمی ماست که  حضور ارزنده ی افتخارافرینان و مردان سترگ و ماندگار را درک نمی کنیم و نمی دانیم برای حتی لحظه ای  دیدار و شنیدن کلامی  کوتاه از چه کسی باید که سرو دست بشکنیم  ، و با اینحال رادی توشه ی دستاوردهای عظیمش را  برایمان بجای نهاده است...

اول بار بیاد می اورم که سالهای بسیار دور در همایشی ،  شیراز و تالار دستغیب جهاد دانشگاهی  میزبان چهره های ادبی  بود و من جوانکی بودم که پای پله های تالار عبور مردی را انتظار می کشیدم که برایم بزرگ و دست نیافتنی می نمود...رادی با همسرش  بر فراز پله ها  پدیدار شد و با انکه حضور آرامی داشت و کسانی دوره اش نکرده بودند و می آمد که به همان سان غریب اما  بزرگوار بگذرد با  دست و دل لرزان  سمتش رفتم و دستنوشته ای  به زعم خودم ترو تمیز کرده تقدیمش کردم تا بخواند و نظر بدهد و او گرفتش و همین مرا بس بود و همین مثل سوختی بود که تا مدتها روشنم نگه می داشت.... و بار دوم سالیان بعد در جشنواره تئاتر فجر بود و او که بعد از دیدن نمایش تماس همراه با کشن فلاح  وارود راهروی تئاتر شهر- طبقه ی دوم – شد و برای دست و رو شستن به دستشوره پیچید و من  دیگر جوانی و در قبالش همچنان جوانکی که ذوق داشت به دیدنش و دزدانه سرکی کشیدم و شنیدم اینکه می گفت متنش بدک نبود چیزهایی داشت..... و باز همین من را بس بود....

حالا هنوز هم هست و همچنان با  سبک و سیاق و شیوه ی خاص خودش با فضا و لحن سازی اش از طریق دیالوگها و ارکسترآفرینی اش  که هر شخصیتش حکم سازی را دارد که اگر چه نوای خودش را دارد اما در دستگاهی  می نوازند به قاعده تا نغمه ای که در نهایت بر می خیزد در یک حجم پالوده تحت عنوان نمایشنامه ای از اکبر رادی درگوش جان تاریخ ادبیات نمایشی ایران دمیده و طنین انداز شود.....

-------------------------------------

و عليرضا نادري هم به ايسنا گفت: مرگ نويسنده ؟؟؟ دوزخ بي‌هنران  پشت هم‌اندازان، نفت‌نوشان و دروغ‌سازان  فراموشي است. كتاب ملكوت نويسنده است. باور نكن نويسنده مي‌ميرد. به گزارش ايسنا، اكبر رادي در سن 68 سالگي در حالي امروز در بيمارستان پارس دارفاني را وداع گفت كه چند ماهي مي‌شد كه از بيماري سرطان مغز استخوان رنج مي‌برد.

انتظامي:

خبر باور كردني نيست و بسيار متاثرم

مشايخي:

يكي از بزرگ‌ترين درام نويسان ما بود

همت: امروز يكي ديگر از ابرمردان نمايشنامه‌نويسي دهه‌ي 40 هم رفت

فراهاني: امروز هر چه بيشتر غرور او را حفظ كنيم

ايرج راد: آثار ارزشمند او در تاريخ هنر باقي مي‌ماند

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه پنجم دی 1386  |
 
 
بالا